مجنون و نمازگزار

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی عبور کرد

مرد نماز راشکست و گفت : مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم برای چه این رشته را بریدی؟

مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای بودم و تورا ندیدم ،

تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟!

/ 0 نظر / 12 بازدید