HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
 
حمید رضا رشیدیان
حمیدرضا
خانه
کُپی پِیست
صفر و یک
تماس با ما
حمید رضا رشیدیان
Hamid Reza Rashidian
                     
  Line separator  

گزیدهِ متونِ خوشِ فارسی HRr

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت:...

چند می خری؟ گفت: یک درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست.


دکمه ی هدایت به بالای صفحه

button go to up page