HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
 
حمید رضا رشیدیان
حمیدرضا
خانه
کُپی پِیست
صفر و یک
تماس با ما
حمید رضا رشیدیان
Hamid Reza Rashidian
                     
  Line separator  

گزیدهِ متونِ خوشِ فارسی HRr

زندگی ــه شهریار سروده ی شهریار

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه به بغل
میبینه... :
سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
"تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم"


دکمه ی هدایت به بالای صفحه

button go to up page