HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
HRr's grafic
 
حمید رضا رشیدیان
حمیدرضا
خانه
کُپی پِیست
صفر و یک
تماس با ما
حمید رضا رشیدیان
Hamid Reza Rashidian
                     
  Line separator  

گزیدهِ متونِ خوشِ فارسی HRr

افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت

غیرمجاز نگه می داره.

افسر: می شه گواهینامه تون رو ببینم؟

راننده: گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین

تخلفم باطلش کردن.

افسر: میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟

راننده: این ماشین من نیست !

من این ماشینو دزدیده ام !!!

- این ماشین دزدیه؟

-- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !

فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم

تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!

- یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟

-- بله .همون تفنگی که باهاش خانم

صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم

جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .

- یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟

-- بله قربان همینطوره!!!

با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش

تماس می گیره.طولی نمی کشه که

ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره

می کنن و سروان برای حل این قضیه

پیچیده به پیش مرد می آد.

سروان: ببخشید آقا میشه گواهینامه تون

رو ببینم ؟

مرد: بله بفرمائید !!

گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!

سروان: این ماشین مال کیه؟

مرد: مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !

اوراق ماشین درست بود و ماشین مال

خود مرد بود!

- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی

تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟

-- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین

که تفنگی اون تو نیست !!

واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !

- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .

به من گفتن که یه جسد اون تویه !!

-- ایرادی نداره

مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد

البته که جسدی اون تو نیست !!!

سروان: من که سر در نمی آرم .

افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت

که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو

دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و

یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!

مرد: عجب !!! ،

شرط می بندم که این دروغگو به شما

گفته که من تند هم می رفتم


دکمه ی هدایت به بالای صفحه

button go to up page